اشد،لیکن با وجود یک بازار برق عمده فروشی چنین قراردادهایی ضروری نمی باشد.
ازمزایای این مدل رفع موانع مربوط به مقررات وایجاد رقابت در صنعت عرضه برق می باشد که این امر می تواند منافع اقتصادی واجتماعی را به همراه داشته باشد.
اغلب کشورهایی که تاحدودی موفق به اجرای خصوصی سازی برق شده اند،ازاین مدل استفاده می نمایند.
معایب مدلWCM
دراین مدل تطبیق تولیدکنندگان با مسئولیت های اجتماعی آنان دررابطه باتولیدبرق وجودندارد،چرا که معمولا بنگاههای خصوصی به دنبال حداکثرکردن سودهستند.بنابراین ممکن است منافع این بنگاهها بااهداف اجتماعی دولت مانند عدالت اجتماعی یابرق رسانی به مناطق دوردست درتضادقرار بگیرد.
هرچندکه این مدل بیانگریک قدم مهم به سوی اعمال رقابت در صنعت برق است اما هنوز منافع اقتصادی مربوط به یک بازار آزاد کامل حاصل نشده است.به هرحال وقتی اعمال رقابت درسطح عمده فروشی حاصل شده باشد،آسانتر می توان به راههای اعمال رقابت درسطح خرده فروشی فکرنمود واین قدم معمولا پس از ایجاد بازارعمده فروشی دنبال می شود.
2-5-4- مدل انتخاب کامل مشتری6(FCC)
دراین مدل،رقابت درتمام سطوح صنعت برق به صورت ایده آل از عمده فروشی تا مصرف کنندگان اعمال می شود.عامل کلیدی این مدل دسترسی مستقیم هرکس به شبکه های توزیع وانتقال است.بااستقرار نظام نظارتی صحیح،یک مصرف کننده برق از لحاظ تئوری می تواند برق مورد نیاز خودرااز هرخرده فروشی تأمین کند،که این خرده فروش نیزبه نوبه خودمی تواندبرق را ازبازارعمده فروشی رقابتی،خریداری نمایند.به صورت واقعی،وظایف شبکه انتقال و توزیع،کاملا از وظایف تولید وخرده فروشی تفکیک شده است.
کاردیسپاچینگ می تواند توسط مالک شبکه انتقال انجام شود،ولی درصورت وجودبیش از یک شبکه انتقال،این امرتوسط بهره بردار مستقل سیستم(ISO7)ونهایتاً بازار عمده فروشی انجام می شود.بااین ساختار،ورودشرکت ها در فضای رقابتی تولید وخرده فروشی آزاد است.
بازارعمده فروشی مانند یک مزایده عمل می کند،خریداران وفروشندگان با هم دیداروکالاهای خود(برق)رابراساس قراردادهای طولانی مدت ویاقراردادهای لحظه ای مبادله میکنند.دراین مدل یک خریدار منحصربه فردوجودندارد، بازیگران بازار هرگزدارای قدرتی نیستند وهرگزریسک بازار را عهده دار نمی شوند.آن ها صرفاً به عنوان حراج گذار عملمی کنند ودرآمد خودراازقراردادهابه دست می آورند.
مزایای مدل FCC
دراین مدل تازمانی که سیستم نظارتی تمام تلاش خودرابرای رفع نواقص بازاروکنترل سوء استفاده ازقدرت دربازار به عمل می آورد،کارایی اقتصادی به حداکثرخواهدرسید.
تجربه جوامعی که این مدل رااعمال کرده اند نشان می دهد که هزینه ها دربخش تولیدبرق به طورقابل ملاحظه ای سیرنزولی دارد ومعمولا نتیجه آن درتعرفه های خرده فروشی پایین ترنمایان می شود.همچنین کیفیت وکمیت برق درسطح خرده فروشی افزایش می یابد.
به خاطررقابت دربخش تولید،عوامل سود آوری نیروگاهها افزایش می یابد. چون نیروگاههای باهزینه تولید بیشتر ازدایره تولیدخارج یامجبوربه کاهش هزینه های خود می شوند،نیروگاههاباید به نحوی برنامه ریزی کنندتا سهم بیشتری ازافزایش تقاضاراتأمین کنند.
معایب مدل FCC
مانند مدل WCM ،دراین مدل نیز تضمینی برای مطابقت مسئولیت های اجتماعی تولید کنندگان برق بامنافع آن ها وجودندارد. اگرتأمین برق نقاط فقیرودوردست ویارشد یک بخش معین اقتصاد مدنظر باشد،برای این امر باید از دیگر ابزارهای سیاست اجتماعی استفاده شود.
پیشرفت تکنولوژی اطلاعات سبب می شود تا منافع رقابت کامل دربازاربرق بیش از معایب مربوط به افزایش هزینه های قراردادی آن باشد.دراین مدل شرکت ها آزادند که درسرمایه گذاری مشترک،مالکیت تأسیسات وسایرفعالیت های بازاربرق مشارکت نمایند.دراین بازارقانون گذاران ونظارت کنندگان موظفند مراقب باشند که هیچ شرکتی بیش از اندازه،سهم بازار راکسب نکند یا رفتار غیر رقابتی نداشته باشد.
انتخاب هرکدام از مدل های چهارگانه بستگی به شرایط اقتصادی،اجتماعی،سیاسی، وفرهنگی هر کشور دارد وهیچ تضمینی وجودندارد که اگرکشوری دراستفاده از مدلی موفق بود،سایر کشورها نیز دربکارگیری همان مدل موفق باشند[7].
2-6-مراحل هشتگانه اصلاحات درصنعت برق
کشورهای مختلفی درراه اصلاح ساختار برق وایجادیک ساختاررقابتی درصنعت برق قدم هایی را برداشته اند.برای اصلاح ساختاربرق8مرحله شناخته شده است که این مراحل را به علت تفاوت های ذاتی کشورها و تفاوت شرایط صنعت واقتصادی آن ها نمی توان جهان شمول دانست اما ممکن است از آن ها به عنوان راهنمایی دراجرای مراحل اصلاح صنعت برق استفاده نمود[7].
جداسازی انحصارات عمودی
اولین مرحله از اصلاح ساختار برق جداسازی سیستم یکپارچه عمودی این صنعت در تولید،انتقال،توزیع وخرده فروشی می باشد.
از نظر برنامه ریزان سنتی،صنعت برق باید به صورت یک انحصار عمودی باشد چون باتوجه به عدم شباهت برق به هرکالای دیگری ازجمله غیر قابل ذخیره بودن آن، هزینه قراردادهای مربوط به مراحل مختلف تولید،انتقال وتوزیع برق به علت انجام شدن دریک سیستم انحصاری کاهش می یابد.اما با وجود موارد فوق،نظریات جدید تصریح می کنند که کارآیی اقتصادی در صنعت برق رقابتی به مراتب بیشترازکارایی اقتصادی دریک انحصار عمودی است وباحضورتولیدکنندگان مستقل برق واستفاده ازتکنولوژی اطلاعات ونیزتکنولوژی های پیشرفته می توان گامهای بزرگی دراستفاده کاراتر ازبرق برداشت.درضمن وجود رقابت درصنعت برق،فروشندگان را به جلب مشتری ازطریق ارائه خدمات بهتر با قیمت های پایین ترتشویق می نماید.
ایجاد بازار عمده فروشی برق
ایجادبازار عمده فروشی نیازمند تجدید ساختار در تولیدبرق یعنی ایجادشکاف درمالکیت نیروگاهها،ایجاد بهره برداری مستقل واعمال مقررات برای کنترل ونظارت برتجارت رقابتی می باشد.
بعداز تفکیک وظایف به تولید،انتقال وتوزیعباید انحصارافقی درتولیدشکسته شده وقیمت هابدون دخالت دولت توسط فشارهای رقابتی بین تولیدکنندگان وازطریق بازارعمده فروشی برق تعیین گردد.
تفکیک انحصارتولید
برای حفظ قیمت ها درسطح پایین وکارایی در سطح بالا،باید انحصارافقی درسطح تولید ازبین برود ودرضمن قوانین رقابتی موثری وجودداشته باشد تاامکان سوء استفاده ازقدرت بازار ازطریق راکدکردن سطح رقابت وافزایش قیمت ها دردوره ای خاص،ازتولیدکنندگان گرفته شود.
انتخاب سیستم بهره برداری مستقل
درمرحله تفکیک افقی تولید،باید یک بهره بردارمستقل به عنوان هماهنگ کننده بین تولیدکنندگان برای تأمین برق موردنیازسیستم،مراقبت ازامنیت،برنامه ریزی برای توسعه شبکه،توازن لحظه به لحظه عرضه وتقاضا وکنترل فرکانس وولتاژسیستم فعالیت کند.این بهره بردارمستقل باید هیچ گونه مالکیتی در سیستم انتقال نداشته باشد.
طراحی بازار
خرید وفروش برق به دوصورت انجام می گیرد:
قراردادهای دوجانبه بین مشارکت کنندگان مستقل
یک مکانیزم ازقبل مشخص شده توسط بازاریکپارچه برق که لزوماً به عنوان یک قراردادچندجانبه بین تمام شرکت کنندگان در بازارمی باشد.
درمعاملات دوجانبه عرضه کننده ها ومصرف کننده ها به طورمستقل معامله می کنند ومیزان تولید ومصرف وشرایط مالی رابدون دخالت ISO تعیین می کنند.وقتی مصرف کنندگان ارزانترین تولیدکننده ها راانتخاب می کنند،کارایی اقتصادی ارتقا می یابد.اماویژگی های یکسان شبکه های انتقال برق به کارگیری این مدل رامشکل می کند.مشکلات ایجادشده بدلیل فقدان هماهنگی بین معاملات مستقل،به تجاوزونقض محدودیت های شبکه از قبیل تراکم وتلفات سیستم انتقال منجر می شود.
درواقع برای مدیریت تراکم،بهره بردارسیستم می تواند اهداف متفاوتی را بکاربرد.این اهداف ازیک فرمولاسیون حداقل هزینه شروع شده وتا روشی که منجربه حداقل تغییرات ممکن زمانبندی ها می شودرادربر می گیرد.
معاملات چندجانبه حالت تعمیم یافته معامله دوجانبه است.این الگوی عملیاتی به مصرف کنندگان وعرضه کننده هااجازه می دهدتابه دنبال سودخودباشندضمن این که بهره بردار مستقل سیستم ایمنی شبکه راتضمین می نماید.موضوع مسلم این است که هماهنگ نمودن معاملاتی که 3گروه یا بیشتردر آن درگیرباشند برای کاهش تراکم یاتضمین ایمنی عملیات،حیاتی است.دراین مدل حداقل نقش به ISOداده می شود، زیرا هیچ اطلاعاتی درمورد هزینه هایافعالیت های مالی نخواهدداشت.
استقرارمقررات
بازاربرق بایدتوسط یک قانون یا آیین نامه نشأت گرفته از قانون اساسی هرکشور کنترل شود.
مدیریت بازار
بهره بردارمستقل سیستم بایدمسئولیت مدیریت بازارکه شامل جمع آوری مزایده ها ومناقصات از تولیدکنندگان وخریداران،تنظیم قیمت های کوتاه مدت ولحظه ای وانجام تسویه حساب مالی بین مشارکت کنندگان بازار می شود راانجام داده وبه صورت غیرانتفاعی عمل کند وهزینه خودرابه میزان استفاده شرکت کنندگان ازخدمات این بهره بردارتأمین کند.
تضمین دسترسی به شبکه انتقال